تلاش۲۸۰۰كلمه ای كیهان برای موجه جلوه دادن طرح صیانت:

خودش خوب است، اسمش بد است!

خودش خوب است، اسمش بد است! ما دیجیتال: کیهان در گزارش مفصلی(نزدیک به ۲۸۰۰ کلمه) تلاش نموده است برای طرح صیانت از فضای مجازی که با مخالفت ۷۰درصدی مردم در نظر سنجی ها روبرو شده، آنرا موجه جلوه دهد.



این روزنامه نوشته است:
در روزهای گذشته یک طرح و تصویب آن در کمیسیون ویژه هیاهویی در فضای مجازی به پا کرد. این طرح که تنظیم مقرراتی برای فضای مجازی بود با واکنش منفی عده قابل توجهی از کاربران فضای مجازی روبه رو شد. بیم و نگرانی عمده این افراد تعطیل شدن شبکه های اجتماعی بود حال آنکه بارها و بارها تاکید شده بود که هیچ بندی در این طرح به بستن شبکه های اجتماعی اختصاص ندارد.
این مورد وضعیت خاصی را در هفته گذشته ایجاد کرد که احتیاج به صدمه شناسی دارد. چرا یک طرح که هدف آن قانونگذاری برای فضای مجازی کشورمان است با چنین واکنش هایی روبه رو می شود و این که چرا تاکید چندین باره بر این مورد که هدف این طرح بستن شبکه های مجازی و تعطیل کردن کسب و کار اینترنتی مردم نیست اثری آنچنانی به جا نگذاشت و...
اهمیت فضای مجازی، هم­پایه انقلاب
رهبر معظم انقلاب جملاتی دارند که توجه به آنها گویای اهمیت فضای مجازی است. رهبرانقلاب در جایی فرمودند: «اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم حتما رئیس فضای مجازی کشور می شدم» که این بیانات اهمیت فضای مجازی را نشان داده است و یا این که در موردی دیگر فرمودند: «اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است.»
همینطور معظم له در بیاناتی که ۲۲ تیرماه در ارتباط تصویری با نمایندگان یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی داشتند مبحث مدیریت بر فضای مجازی را یکی از این مسائل مهم عنوان کردند: «مسئله مدیریت فضای مجازی جزو مسائل مهم ما است. این مساله، مساله بلندمدت هم نیست بلکه مساله کوتاه مدت و میان مدت و جزو مسائل نزدیک ما است که باید به آن توجه گردد. امثال اینها مسائل کلیدی ای وجود دارد. توجه کنید گرفتار حاشیه ها نشوید، گرفتار مسائل فرعی و بی اولویت نشوید.»
درک موقعیت ویژه
ایران در جهان امروز موقعیت ویژه ای دارد. ویژه به این معنا که قریب ۴دهه است که نظام سلطه از همه مسیرها و امکانات برای سرنگون کردن انقلاب اسلامی ایران و یا دست کم اثرگذاری بر مسیر حرکت مردم کشورمان بهره برده است.
نظام سلطه در دهه ۱۳۶۰ توان خویش را بر مواجهه سخت با انقلاب ایران گذاشت که بارزترین نمود آن در تجهیز و ترغیب صدام برای حمله به ایران میتوان یافت. در دهه های بعدی این شکل تهاجمی با گسترش رسانه ها جدی و جدی تر شد. ضمن آنکه در دهه ۱۳۹۰ نظام سلطه برای آنکه القائاتش برای تغییر نگرش زودتر اثر کند جنگ اقتصادی را هم چاشنی آن کرد تا مردمی که گرفتار برخی سختی های معیشتی شده اند زودتر به نتایجی که غرب می خواهد نزدیک شود.
نمایندگان مجلس و دیگر مسؤلان باید به درک این نکته برسند که کشورمان در موقعیت ویژه ای قرار دارد و هیچ وقت در هیچ جای جهان و در هیچ زمانی این حجم از رسانه ها ضد کشوری به تولید محتوا نپرداخته اند که حالا ضد ایران انجام می شود. هدف این رسانه ها «انگاره سازی» و «وانموده سازی» برای مردم ایران است.
چون که امکان دارد در یک طرح که مثلاً ۲۰ماده دارد تنها یک ماده آن دارای اشکالاتی باشد. رسانه ای کردن این طرح قبل از بررسی دقیق و چکش کاری های نهایی و مشورت با کارشناسان در رابطه با آن باعث می شود آنهایی که در خارج کشور و یا در داخل مترصد هستند همان یک ماده را دست گرفته و با بزرگنمایی از اشکال کل طرح را در نگاه ملت به حضیض ببرند.
پیوست رسانه ­ای
امروزه فضای مجازی به ابزاری پرقدرت در دستان نظام سلطه و به ویژه دستگاه اطلاعاتی غرب و آمریکا تبدیل گشته که با سوءاستفاده از آن به تغییر نگرش مردم مشغول هستند. نظام سلطه با استفاده از این ابزار بسیار بسیار ارزان تر و کم هزینه تر از نبرد سخت به کودتاهای مخملی و ایجاد اغتشاش و ناامنی در فضای اجتماعی و سیاسی و حتی اقتصادی جوامع هدف مشغول هستند.
در چنین حالی آیا ضروری و واجب نیست تا در مورد مباحثی که مهم می باشد و می دانیم که امکان دارد مورد توجه جامعه واقع شود یک پیوست رسانه ای تنظیم شود؟! در فضای غلبه دجال های رسانه ای که می توانند افکار جوامع مختلف را مسخ و باورهای آنان را دگرگون کنند تهیه یک پیوست رسانه ای حدودا همان اندازه طرح مهم و واجب است و متاسفانه بحث پیوست رسانه ای نکته مغفول مانده در همه ارکان نظام است.
واگذار کردن ابتکار عمل
همواره کسی که اولین تصور را در مورد موضوعی یا چیزی در جامعه بوجود می آورد در ادامه کاری به مراتب راحتتر دارد. چون که در ادامه جریان های مقابل باید سخت تلاش کنند تا آن تصور و باور بوجود آمده را از بین ببرند. در ادامه آن جریانی که اولین باور را بوجود آورده می تواند به تقویت آن هم اقدام نماید.
در حالیکه در موضوع هایی مثل عرضه طرح ها و لوایح به صورت پیش فرض ابتکار عمل در اختیار ما قرار دارد اما به آن اندازه بد و بی فکر به عرصه های مختلف ورود می نماییم که ابتکار عمل را به دیگران واگذار می نماییم.
برای نمونه در مبحث همین طرح مقررات فضای مجازی اگر نگاه نماییم می بینیم که در این سمت ابتدا تصمیم گرفته می شود که خلا بی قانونی فضای مجازی را با تصویب قوانین پر نماییم. دشمنان بیرونی و برخی حزب بازان و سیاست بازان داخلی در فضایی که چیزی مطرح نشده به اقدام ضد آن نمی پردازند. پس ابتکار عمل تا وقتی آن مبحث را رسانه ای نکرده ایم در دست ماست. در این فرصت میتوان به چند کار مهم پرداخت:
الف) بررسی همه جانبه طرح و استفاده از نظرات کارشناسان و آگاهان به موضوع
ب) رفع ایرادهای احتمالی برای قدرتمندتر کردن طرح تا منافذی که در آن وجود دارد و با استفاده از آن منافذ به تخریب آن می پردازند بسته شود.
ج) همزمان مبادرت به تهیه پیوست رسانه ای.
د) شروع مراحل اقناع جامعه برپایه پیوست رسانه ای قبل از آنکه طرح به صورت عمومی رسانه ای شود.
در چنین حالتی است که ما می توانیم همچنان دارنده ابتکار عمل در عرصه جنگ شناختی و معرفتی باشیم چون که ما خود توانسته ایم اولین تصورها را منطبق بر حقایق و نیازهای جامعه در مورد موضوعی ایجاد نماییم و در ادامه ورود دشمن به این مورد ورودی تدافعی و منفعل است در حالیکه تابحال بگونه ای به مسایل وارد شده ایم که عرصه ابتکار عمل در جنگ شناختی را واگذار کرده ایم و دشمن پیشروی کرده و اذهان جامعه را با انگاره های برساخته خود اشغال کرده و ما تازه به فکر پس گرفتن اذهان جامعه از دست انگاره های دشمنان هستیم. طریقی که تابحال پیموده ایم اگر اصلاح نشود بشکلی که در سطرهای بالا آمد و یا حتی بشکلی محکم تر از این بطور قطع بعد از این هم همواره در نبرد شناختی ما شکست خورده میدان خواهیم بود.
اقناع جامعه با استدلال ­های دقیق
باید اقناع جامعه را قبل از رسانه ای شدن طرح یا موضوعات دیگر آغاز نماییم و اگر این گونه عمل نکنیم بعد از آنکه موضوعی رسانه ای شد دشمنان که مترصد نشسته اند به سرعت کار هجوم به اذهان جامعه را آغاز می کنند و انگاره سازی های خویش را در ذهن ها مستقر می کنند.
آن وقت دیگر کار خیلی سخت خواهد شد. چون که گفته شد که کسانی که اولین تصور را در مورد چیزی در ذهن های جامعه ایجاد می کنند یحتمل برنده آن جنگ شناختی خواهند شد. در مورد طرح مقررات برای فضای مجازی آن قدر در مجلس بدعمل شد و به اندازه بی تدبیر به این مورد ورود صورت گرفت که دشمنان خارجی از یک سمت و یک جریان سیاسی در داخل کشور که برایش چیزی جز منافع حزبی اهمیت ندارد بعد از رسانه ای شدن طرح تنظیم مقررات برای فضای مجازی که به طرح صیانت هم معروف شد انگاره هایی را در اذهان جامعه ایجاد کردند که بعضی از آنها این بود که با این طرح می خواهند «شبکه های مجازی» را تعطیل کنند و یا «ایجاد محدودیت در فضای مجازی» و... برای همین بود که در ادامه هرچه گفته شد که این طرح برای تعطیل کردن فضای مجازی نیست تاثیری نگذاشت چون که با عمل کردن مجلس در اینباره ابتکار عمل به دیگران داده شد و آنها هم به سرعت به انگاره سازی در اذهان جامعه پرداختند.
بنابراین شروع اقناع جامعه برپایه یک پیوست رسانه ای دقیق و درست که برای تنظیم آن با افراد آشنا و آگاه در حوزه فضای مجازی و خبر و رسانه مشورت شده مهم ترین کاری است که باید به آن اهتمام داشت. برای اقناع جامعه هم بیان دقیق حقیقت های طرح و هم الزامات وجود آن بسیار مهم می باشد. تبیین این نکته که از فضای بی قانونی حدودا همه جامعه متضرر خواهند شد باآنکه امکان دارد کسانی تصور کنند که در موردی منافعی کسب کرده اند اما در نهایت و در نگاه به کلیت ماجرا خواهند دید که ضررهای بزرگی هم نصیب آنها شده است.
بیشترین تهدید ضد کودکان و نوجوانان
برای نمونه باید اظهار داشت که همین جماعت مدعیان اصلاح طلبی که از این طرح در جهت منافع حزبی و جناحی سوءاستفاده کردند و به دنبال آن بودند تا با انگاره سازی و ایجاد ترس در جامعه، به ترورشخصیت رقیب خود بپردازد که در مجلس یازدهم اکثریت را در اختیار دارد. شاید آنها در این حوزه به نتایجی موقتی برسند اما بطور قطع آنها هم صاحب خانواده و فرزند هستند. خانواده و فرزندانی که در همین فضای مجازی بی قانون درحال گذران عمر هستند و چندسال بعد نمود این اقدام آنها آشکار خواهد شد.
در این رابطه رهبر معظم انقلاب در سخنانی تاکید کردند: «در باب آموزش مجازی، یک نکته دیگر هم وجود دارد و آن، زیان هایی است که احتمالاً در آموزش مجازی وجود دارد. حالا این شبکه «شاد» که به وجود آمده، بسیار چیز خوبی است منتها بایست مراقبت کنید تا این باعث این نشود که جوان ها وارد فضای بی بند و بار و رهای اینترنت بشوند و سرشان گرم بشود به یک چیزهای دیگری که هم از لحاظ اخلاقی، هم از لحاظ اعتقادی خطرهای بزرگی برای اینها دارد؛ این را باید کاملاً مراقبت بکنید، یعنی پیشبینی کنید. البتّه روز گذشته پریروز در زمینه فکری که آموزش و پرورش در این حوزه کرده، به من یک گزارشی دادند، منتها باید کار کنید در این زمینه؛ یعنی کاری است که نمی گردد آنرا رها کرد.»
مقام معظم رهبری تاکید کردند: «چون بحث به اصطلاح اُنس بچه ها با فضای مجازی، محسناتی دارد، عیوبی هم دارد. یکی از عیوبش این است که گفتم؛ یکی از عیوبش منزوی شدن بچه ها در خانه است؛ وقتی که با این تبلت و مانند اینها آشنا شدند، می روند سرگرم آن کار می شوند و از محیط خانه و خانواده در واقع به تدریج دور می شوند. باید به اینها توجه کنید و مراقبت کنید.»
۲ گروهی که از بی ­قانونی مجازی منتفع می­ شوند
درباره طرح قانونمند کردن فضای مجازی با «عباس طاهری» کارشناس ارشد حوزه مطالعات فرهنگی و پژوهشگر فضای مجازی گفتگو کردیم. طاهری نکات قابل تاملی را در مورد این طرح بیان کرد.
از وی خواستیم تا بعنوان یک کارشناس که در جریان مراحل طرح مذکور بوده به صدمه شناسی روند آن بپردازد و وی در شروع سخنانش اظهار داشت: «اول این که در زمان دولت قبل وقتی که طرح را شروع کردیم با ۲گروه مواجه شدیم که مخالف طرح بودند. گروه نخست کسانی بودند که در این فضا ذی نفع مالی بودند و به دولت و وزارت ارتباطات نزدیک بودند و از این فضای بی قانونی نفع می برند. اینها کسانی هستند که در این فضا فعالیت دارند و از مردم داده جمع می کنند و از راه آن به منافع مالی می رسند و خب واضح است که فضای بی قانون ایده آل این هاست تا همچنان به هیچ کسی و یا نهادی پاسخگو نباشند. گروه دوم کسانی هستند که منفعت های سیاسی دارند.»
طاهری در ادامه اضافه کرد: «راهکار مقابله با آن دسته از کسانی که با سوءاستفاده از فضای ولنگار مجازی به جمع آوری داده های مردم می پردازند و از این طریق کسب درآمد می کنند تصویب همین قانون است. چون که در این قانون در مقابل نشر داده های مردم و یا حتی برای کوتاهی در عرضه خدمات به کاربران مجازاتی تعیین شده است.»
قانونگذاری برای فضای مجازی از آمریکا تا گوام
در ادامه این کارشناس فضای مجازی نکات تامل برانگیزی در مورد تجربه دیگر کشورها در حوزه قانونگذاری برای فضای مجازی بیان کرد. او در اینباره به کیهان اظهار داشت: «خب در مورد قانونگذاری بر فضای مجازی نمی خواهیم خودمان را با آمریکا، فرانسه، روسیه و... مقایسه نماییم بلکه کشورمان را با همین کشورهای حاشیه خلیج فارس یا کشورهای دیگری نظیر پاکستان، اندونزی، گوام و... حتی کویت شبکه ملی اطلاعات دارد. این خیلی دردناک است که ما اینجا سر حداقل ها داریم بحث می نماییم. هیچ حکمرانی تا نتواند فضای مجازی اش را کنترل کند، حکمران نیست. به آمریکا که برای بسیاری از آقایان مهد آزادی است، نگاه کنید که وقتی ترامپ می آید و سلامت انتخابات را زیر سؤال می برد، حساب های مجازی رئیس جمهور مستقر [ترامپ] را می بندند. از سوی دیگر، مثلاً هند در مقطعی اعلام نمود که نباید هیچ تصویری از سیل این کشور منتشر شود و شبکه های مجازی به این خواسته تن می دهند و همه پست های دارای این محتوات را حذف می کنند چون با قانونگذاری بر فضای مجازی کشورش اعمال حکمرانی کرده است.»
طاهری در ادامه اضافه کرد: «اتفاقی که می افتد، این است که بدترین کار در رویارویی با یک قانون، وارونه نمایی از آن در رسانه هاست. با برجسته سازی، دروغ، شایعه سازی و... و این تصورسازی ها در اذهان می ماند و شما دیگر به سادگی نمی توانید تصوری را که در ذهن ایجاد شده، پاک کنید. یکی از کارهایی که کردند، این بود که این قانون را معادل فیلتر گرفتند، حال آنکه تا پیش از آن، یک دادستان یا قاضی می توانست حکم فیلتر یک سایت یا شبکه اجتماعی را بدهد اما در این قانون، برای این کار، ساز و کار دقیقی پیشبینی شده است. در نگارش اولیه این طرح، برای این منظور یک شورا متشکل از متخصصان فضای مجازی تعیین شده بود که حتی رای آنها قابل اعتراض بود که همین تعیین شورا برای فیلتر در نگارش اولیه بود و در ویرایش های بعدی حذف شد یعنی دیگر هیچ بندی درباره فیلتر وجود نداشت.»
در جلسات آمدند و نظر دادند و بعد گفتند نبودیم!
در روزهایی که توپخانه رسانه ای ضد طرح صیانت به فعالیت افتاده بود یکی از نکاتی که توسط برخی عنوان شد این بود که این طرح را عده ای پشت درهای بسته و بدون در نظر گرفتن نظرات کارشناسان و فعالان فضای مجازی نوشته اند. اما حقیقت ماجرا آیا این چنین بود؟!
نکته تاسف برانگیزی که طاهری در خلال صحبت هایش به آن اشاره نمود این بود که «یکی دیگر از موارد این بود که در انتخاب اسم این طرح بعنوان صیانت، بدسلیقگی رخ داد. اصلا اسم این طرح این نبود و در ادامه صیانت به کلیدواژه ای برای تخریب طرح تبدیل شد. مبحث خیلی مهم این است که در مراحل بعدی این طرح، ویرایش های گوناگونی روی آن اعمال می شود و از فعالان فضای مجازی و صاحبان کسب و کارهای اینترنتی دعوت به عمل می آید. حرف های آنها شنیده می شود و نظرات آنها در طرح اعمال می شود اما در ادامه به علل مختلفی مانند این که فشارهای صنفی روی آنها افزوده می شود، حضور خویش را در این جلسات تکذیب می کنند.
وی سپس اضافه کرد: «اضمحلال طرح در رسانه سابقه دارد. ما پیش از این هم شاهد مواجهه رسانه ای ضد یک طرح بوده ایم؛ مانند طرح مالیات بر عایدی سرمایه، طرح تعالی خانواده و جمعیت و... کاری که انجام می گیرد، این است که می آیند یک برچسبی به دروغ روی طرح می زنند یا این که یک بخش طرح را برجسته سازی می کنند و سپس آنرا مطابق خوانش خود به جامعه عرضه می دهند، اینحا اتفاقی که می افتد این است که کاربر دیگر اصلا نمی داند که با چه چیزی مواجه می باشد، یا این که چرا با یک طرح مخالف است فقط این که رسانه به او القا کرده باید مخالف باشد. همه اینها در حالی بود که برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی ما در این طرح، حضور شرکتهای خارجی در حوزه شبکه های اجتماعی را در ایران به رسمیت شناختیم.»
ارتزاق کنندگان از داده ­های کاربران ضد طرح
این کارشناس فضای مجازی اضافه کرد: «باید ببینیم گره ها کجاست؟ کسانی در مقابل این طرح موضع گیری می کنند که فضای ولنگار مجازی و بی قانونی برای آنها منافعی به دنبال دارد. چرا؟ چون نه نظارتی روی آنها هست، نه مالیاتی پرداخت می کنند نه از آنها در مورد حریم خصوصی کاربران و نشر داده ها سؤال می شود. این شرکت ها نه به حاکمیت خدمتی می کنند نه به مردم. تنها داده های کاربران را جمع آوری می کنند و از قِبل آنها کسب درآمد می کنند، بعد همین ها می آیند و به جامعه القا می کنند که طرح فضای مجازی چنین و چنان است و مردم هم آن تصوری را که برایشان ساخته شده، می پذیرند.»
نکته مهم دیگری که در صحبت های طاهری بود به بحث کلاهبرداری های اینترنتی مربوط می شد: «امروز ما با بحران های گوناگونی مواجه هستیم که از بستر بی قانونی فضای مجازی برمی خیزد. یکی از این بحران ها، لو رفتن داده های خصوصی یا محرمانه است؛ از بانکها گرفته تا استارتاپ ها و کاربران. قریب ۷۰ درصد ترافیک بین المللی ایران از طرق اینستاگرام دارد مصرف می شود. چرا اینستاگرام نباید به کشور ما مالیات دهد. اگر ما قانون وضع می کردیم و طبق آن، اینستاگرام موظف می شد قانون وضع کند، چه اتفاقی می افتاد؟ ما به اینستاگرام ابزار پرداخت می دادیم که در این حال دیگر این حجم کلاهبرداری ها در اینستاگرام رخ نمی داد چون که این شبکه مجازی دیگر ابزار پرداخت مالی داشت و اینچنین دیگر این حجم کلاهبرداری در اینستاگرام رخ نمی داد. اگر به پلیس فتا رجوع کنید و آمار پرونده های کلاهبرداری در اینستاگرام و تلگرام را جویا شوید، خواهید دید که یک رقم سنگینی را شامل می شود چونکه حجم این پرونده ها بسیار زیاد است. تمام اینها تابعی از فضای بی قانون مجازی است.»

۲۱۳۰۲


منبع:

1400/12/10
18:58:32
5.0/5
311
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۵
madigital.ir - حقوق مادی و معنوی سایت ما دیجیتال محفوظ است

ما دیجیتال

اخبار دیجیتال و فناوری اطلاعات