چرا از ارتفاع می ترسیم؟
به گزارش ما دیجیتال، آن احساس ترسی که در لبه یک بالکن وجودتان را فرا می گیرد، از زبان و حافظه قدیمی تر است. در حقیقت سه میلیون سال تکامل، در یک نگاه رو به پایین خلاصه شده است.
تینا مزدکی_بسیاری از ما این لحظه را تجربه کرده ایم: قدمی بر روی بالکن می گذارید یا از بالای یک نردبان به پایین نگاه می کنید؛ ناگهان دلشوره می گیرید و دستتان را محکم به نرده چفت می کنید. بمحض این که عقب می روید، ترس ناپدید می شود. بدن شما طوری واکنش نشان میدهد که انگار از قبل در رابطه با خطرناک بودن ارتفاع «تصمیم» گرفته است.
ترسی فراتر از یادگیری: آزمایش «صخره بصری» بر خلاف تصور سنتی که فکر می کردیم ترس از ارتفاع را با تجربه (مثلاً زمین خوردن) یاد می گیریم، مطالعات نشان می دهد این ترس کاملا غریزی است. در سال ۱۹۶۰، روان شناسان آزمایشی به نام صخره بصری (Visual Cliff) انجام دادند. آنها نوزادان انسان و حیوانات تازه متولد شده را روی صفحه ای شیشه ای قرار دادند که نیمی از آن دارای الگوی شطرنجی در زیر شیشه و نیمی دیگر دارای همان الگو با فاصله ای زیاد بود (ایجاد توهم سقوط).
نوزادان ۶ تا ۱۴ ماهه، با وجود تشویق مادرانشان، حاضر نشدند از بخش «عمیق» عبور کنند. همین طور حیوانات یک روزه که هیچگاه زمین خوردن را تجربه نکرده بودند، هیچگاه بسمت بخش عمیق نرفتند. این ثابت کرد که اجتناب از ارتفاع، یک برنامه از پیش نصب شده در سیستم عصبی پستانداران و پرندگان است.
تئوری آمادگی: بقای محتاط ها مارتین سلیگمن با ارایه نظریه آمادگی (Preparedness Theory) باور دارد انتخاب طبیعی، سیستم یادگیری ما را بسمت محرک هایی سوق داده که در طول تاریخ تکامل، تهدیدی مرگبار بوده اند.
اجداد ما که در لبه پرتگاه ها تردید می کردند، زنده ماندند و تولیدمثل کردند؛ اما آنها که بی پروا بودند، اغلب فرصت انتقال ژن هایشان را پیدا نکردند. امروزه مشخص شده آنهایی که ترس از ارتفاع دارند، در کودکی کمتر از دیگران گرفتار سقوط شده اند؛ چونکه سیستم هشدار داخلی شان آنها را از خطر دور نگه داشته است.
کدگذاری ترس در مغز و بدن عصب شناسی مدرن محل دقیق این ترس را شناسایی کرده است: آمیگدال قاعده ای-جانبی (Basolateral Amygdala - BLA).
تحقیقات سال ۲۰۲۱ نشان داد که گروهی از نورون های اختصاصی در آمیگدال وجود دارند که *فقط* به ارتفاع پاسخ می دهند و نسبت به سایر تهدیدها (مانند بوی شکارچی یا صدای ناگهانی) واکنشی ندارند.
ترس از ارتفاع از تلاقی دو جریان حسی ایجاد می شود:
سیستم بینایی: که عمق و فاصله را تشخیص می دهد. سیستم دهلیزی (گوش داخلی): که تعادل و موقعیت بدن را کنترل می کند. در ارتفاع زیاد، این دو سیستم گرفتار تضاد می شوند. نقاط مرجع بینایی دور و غیرقابل اعتماد می شوند، در صورتیکه سیستم گوش داخلی برای حفظ تعادل روی یک سطح بالقوه ناپایدار بشدت کار می کند. این تضاد منجر به صورتی «اضافه بار حسی»، سرگیجه و ناپایداری می شود.
مرز میان ترس طبیعی و «آکروفوبیا» بیشتر مردم در ارتفاع گرفتار ناراحتی می شوند که این نشان دهنده سلامت سیستم هشدار بدن است. اما آکروفوبیا (Acrophobia) یا ترس مرضی از ارتفاع، وضعیتی متفاوت می باشد. حدود ۳ تا ۶ درصد جمعیت به آکروفوبیا مبتلا هستند. در آکروفوبیا، شدت ترس با ریسک حقیقی تناسب ندارد و حتی در وضعیت ایمن (مثل پشت یک شیشه ضخیم) هم فرد را فلج می کند. افراد دچار آکروفوبیا بیش از اندازه به سیگنال های بینایی برای حفظ تعادل وابسته اند و وقتی در ارتفاع این سیگنال ها مختل می شود، سیستم تعادل آنها جایگزین مطمئنی ندارد.
ترس از ارتفاع، یک سیستم منطقی بر پایه منطق تکاملی است که گاهی در دنیای مدرن «اشتباه» عمل می کند. آمیگدال شما نمی داند که شما روی یک بالکن مهندسی شده و ایمن ایستاده اید؛ او فقط می فهمد که شما در ارتفاع هستید.
این ترس غیرمنطقی نیست، بلکه صرفا در دنیای امروز، «بدموقع» است. سیستم عصبی ما برای چشم اندازی ساخته شده که یک لغزش در آن به مفهوم پایان خط بود.
منبع: forbes
منبع: madigital.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب