چرا بدن انسان پر از نقص است؟
به گزارش ما دیجیتال، بدن انسان اغلب بعنوان یک «طراحی بی نقص» توصیف می شود؛ اما نگاهی دقیق تر به آناتومی ما، تصویر کاملا متفاوتی را آشکار می کند. از دردهای شایع کمر و زایمان های سخت گرفته تا دندان های عقل نهفته و سیم کشی معکوس شبکیه چشم، همگی نشان می دهند که بدن ما نه یک ماشین بی عیب، بلکه آرشیوی زنده از وصله پینه ها و سازش های تکاملی در طول میلیونها سال است.
تینا مزدکی_بدن انسان اغلب به عنوان یک شاهکار از «طراحی بی نقص» توصیف می شودکه ظریف و کارآمد است؛ با این وجود، وقتی دقیق تر نگاه می نماییم، تصویر کاملا متفاوتی پدیدار می شود.
بدن ما فرستاده ای از یک ماشین بی نقص نیست، بلکه بیشتر شبیه به یک وصله پینه از سازش هایی است که در طول میلیونها سال دستکاری تکاملی شکل گرفته است. تکامل ساختارها را از صفر طراحی نمی کند؛ بلکه آن چه را که از قبل وجود دارد، اصلاح می کند.
درنتیجه، خیلی از جنبه های آناتومی انسان صرفا چاره هایی «به اندازه کافی خوب» هستند؛ کارآمدند، اما فرسنگ ها از حالت کمال خود فاصله دارند. بعضی از آشناترین مشکلات پزشکی و بیماریها، مستقیماً از همین محدودیت های به ارث رسیده ناشی می شوند.
ستون فقرات ستون فقرات انسان این داستان را به بهترین شکل روایت می کند. ستون مهره های ما نسبت به اجداد چهارپا و درخت نشین ما تغییر چندانی نکرده است؛ جایی که اساساً به عنوان یک شاه تیر منعطف برای حرکت روان از شاخه ای به شاخه دیگر عمل می کرد و با این وجود از طناب نخاعی محافظت می نمود.
وقتی انسان ها قامت راست و راه رفتن روی دو پا (دوپایی) را انتخاب کردند، ستون فقرات این کارکردها را حفظ کرد. اما با این حال، برای نیاز اضافی تحمل وزن بدن به شکل عمودی و حفظ مرکز ثقل ما در صورتیکه هنوز انعطاف پذیری موردنیاز برای حرکت را به ما می داد باردیگر تغییر کاربری داد. این تقاضاهای متضاد سبب ایجاد فشار و تنش شدید می شوند.
انحناهای مشخص ستون فقرات انسان به توزیع وزن کمک می کنند، اما ما را مستعد مبتلا شدن به کمردرد، فتق دیسک و تغییرات دژنراتیو (تخریبی) می کنند؛ مواردی که مهم ترین وظیفه آن یعنی حفاظت از طناب نخاعی و اعصاب اطراف را تحت تاثیر قرار می دهند. این شرایط به طرز فوق العاده ای شایع هستند، نه به این علت که ستون فقرات ذاتاً بد ساخته شده است، بلکه به این علت که درحال انجام کاری است که هیچ گاه در ابتدا برای انجام آن طراحی نشده بود.
گردن دلیل واضح دیگر ضد فرضیه طراحی بی نقص، «عصب راجعه حنجره» (Recurrent Laryngeal Nerve) است؛ عصبی که مسیری را طی می کند که اختراع و طراحی آن به این شکل، اصلاً منطقی به نظر نمی رسد.
این عصب که شاخه ای از عصب واگ است، به صورت عمده عملکردهای «استراحت و گوارش» اندام های ما (مانند کاهش ضربان قلب و تنفس) را کنترل می کند. عصب حنجره همینطور مغز و حنجره را به هم متصل کرده و به کنترل گفتار و بلع کمک می نماید.
از نظر منطقی، انتظار می رود که این عصب مستقیم ترین مسیر را برای اتصال مغز و حنجره انتخاب نماید. در عوض، این عصب از مغز بسمت پایین و به داخل قفسه سینه حرکت می کند، دور یک سرخرگ اصلی حلقه می زند و سپس باردیگر بسمت بالا و بسمت حنجره (جعبه صدا) بازمی گردد.
این مسیر انحرافی یک طراحی هوشمندانه نیست، بلکه یک یادگاری تاریخی از اجداد ماهی شکل ماست؛ زمانی که عصب، مسیری مستقیم را در اطراف کمان های آبششی طی می کرد. با طولانی تر شدن گردن ها با گذشت زمان تکامل، این عصب به جای تغییر مسیر، کشیده شد. این ناکارآمدی می تواند آسیب پذیری ما را در مقابل صدمات در طول جراحی های پزشکی افزایش دهد.
چشم ها حتی چشم ها نیز بازتابی از سازش و مصالحه تکاملی هستند. در انسان و سایر مهره داران، سیم کشی شبکیه یعنی همان لایه حساس به نور در پشت کره چشم به شکل «معکوس» انجام شده است. این بدان معناست که نور پیش از رسیدن به گیرنده های نوری سلول های تخصصی که مسئول تشخیص نور و تبدیل آن به یک پیام عصبی برای ارسال به مغز هستند باید از لایه هایی از فیبرهای عصبی عبور کند.
سپس عصب بینایی از پشت شبکیه خارج می شود و یک «نقطه کور» را درست در زیر سطح افقی چشم به وجود می آورد که در آنجا هیچ دیدی ممکن نیست. مغز این شکاف را به صورت یکپارچه پر می کند، بدین سبب ما به ندرت متوجه آن می شویم. بنابراین، باآنکه ما بینایی فوق العاده و سلول های گیرنده نور پیشرفته ای را توسعه داده ایم، اما این امر به قیمت ایجاد یک شکاف در میدان بینایی ما تمام شده است.
دندان ها دندان های ما یادآور دیگری هستند بر اساس این که تکامل، «کفایت و راه انداختن کار» را بر «دوام و ماندگاری» ترجیح می دهد.
در انسان ها دو دسته دندان رشد می کند: دندان های شیری و دندان های دائمی؛ و این تمام چیزی است که داریم. بعد از از دست رفتن دندان های دائمی، آنها دیگر جایگزین نمی شوند، بر خلاف کوسه ها که به صورت مداوم در طول زندگی دندان های خویش را بازسازی می کنند.
در پستانداران، رشد دندان بشدت تنظیم شده و با رشد پیچیده فک و استراتژی های تغذیه ای مرتبط می باشد. این سیستم برای اجداد ما به خوبی کار می کرد، اما برای انسان های مدرن، ما را در مقابل پوسیدگی و از دست دادن دندان صدمه پذیر باقی می گذارد.
دندان های عقل نمونه دیگری از عقب ماندن سرعت تکامل از سبک زندگی (Evolutionary Lag) را عرضه می دهند. اجداد ما فک های بزرگ تری داشتند که مناسب رژیم های غذایی سفت تر بود و نیاز به جویدن سنگین داشت. با گذشت زمان، رژیم غذایی انسان نرم تر شد و اندازه فک کم شد. با این وجود، تعداد دندان ها به همان سرعت تغییر نکرد. خیلی از مردم دیگر فضای کافی برای دندان های آسیای سوم یا همان دندان عقل ندارند که این امر منتج به نهفتگی، به هم ریختگی دندان ها و اغلب نیاز به جراحی برای خارج کردن آنها می شود. دندان های عقل اصولا بی فایده نیستند، اما دیگر به آسانی در جمجمه های مدرن جا نمی شوند.
لگن فرایند زایمان یکی از عمیق ترین سازش های تکاملی را به نمایش می گذارد. لگن انسان نیز مانند ستون فقرات باید بین دو نیاز متضاد تعادل برقرار کند یعنی راه رفتن کارآمد روی دو پا و زایمان نوزادانی با مغزهای بزرگ.
یک لگن باریک، حرکت و راه رفتن را بهبود می بخشد، اما اندازه کانال زایمان را محدود می کند. در همین حال، نوزادان انسان نسبت به اندازه بدن خود، سرهای غیرمعمولی بزرگی دارند که منتج به یک فرایند زایمان دشوار و گاهی خطرناک می شود که اغلب نیاز به کمک های بیرونی دارد.
این تنش بین قابلیت تحرک و اندازه مغز، نه فقط آناتومی بلکه رفتار اجتماعی ما را نیز شکل داده و مراقبت های تعاونی و انطباق های فرهنگی پیرامون زایمان را تشویق نموده است.
ماندگاری تکاملی تکامل لزوماً ساختارها را حذف نمی کند، مگر این که آنها یک نقص یا ضرر بزرگ و شدید را تحمیل کنند. بنابراین، بعضی از خصوصیت های آناتومیک باوجود عرضه مزایای محدود، همچنان پابرجا باقی می مانند.
آپاندیس که زمانی یک یادگاری تکاملی کاملا بی فایده تلقی می شد، حالا تصور می شود که عملکردهای ایمنی جزئی دارد. با این وجود، می تواند ملتهب شود و سبب آپاندیسیت گردد وضعیتی که بالقوه تهدیدکننده زندگی است.
به صورت مشابه، سینوس ها عملکردهای نامشخصی دارند. آنها ممکنست جمجمه را سبک تر کنند یا بر طنین صدا تاثیر بگذارند، و ما حتی می توانیم از اندازه و تغییرات آنها برای شناسایی های پزشکی قانونی استفاده نمائیم. اما مسیرهای تخلیه سینوس مستقیماً بسمت بینی می روند که آنرا مستعد انسداد و عفونت های مکرر می کند؛ یک محصول جانبی رشدی به جای یک انطباق هدفمند.
حتی عضلات بسیار کوچک اطراف گوش ها نیز به گذشته تکاملی ما اشاره دارند. در خیلی از پستانداران، عضلات کوچک گوش به لوله خارجی گوش (لاله گوش) اجازه چرخش می دهند و شنوایی جهت دار را بهبود می بخشند. انسان ها این عضلات را دارند، اما اغلب مردم نمی توانند به صورت موثر از آنها بهره گیرند.
بدن ما به صورت بی نقص طراحی نشده است، بلکه یک آرشیو زنده از تکامل است. آناتومی، یک پیشینه تاریخی از انطباق، سازش و احتمالات را آشکار می کند. تکامل هدفش رسیدن به کمال نیست؛ با آن چه در دسترس می باشد کار می کند و ساختارها را گام به گام تغییر می دهد.
فهم آناتومی از راه این لنز تکاملی می تواند به ما کمک نماید تا نحوه نگاهمان به مشکلات پزشکی رایج را باز تعریف نماییم. کمردرد، زایمان سخت، به هم ریختگی دندان ها و عفونت های سینوسی، بدشانسی های تصادفی نیستند؛ آنها تا حدودی، دستاوردهای تاریخ تکاملی ما هستند.
منبع: sciencedaily
منبع: madigital.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب